آیا توجه کردید همه این گرانی ها و افکارمون یا مربوط به زمان گزشته است و یا مربوط به زمان آینده؟ مثلا، همش با خودمون در مورد گزشته فکر می کنیم که چی می شد اگه این اتفاق نیفتاده بود و یا اگه این کارو طور دیگه یه انجام داده بودم همه چی خیلی خوب پیش می رفت.
و یا این که می شینیم در مورد آینده داستان سرایی می کنیم و با خودمون تصور می کنیم که می توانیم کنترول همه چی رو به دست خودمون بگیریم در حالی که یادمون می ره آینده ی نامعلومی در انتظارمونه انواع نراحتی های روحی به سراغمون می آد نگران می شیم می ترسیم دوچار افسردگی و استرس می شیم همش تو زهنمون با خودمون می گیم اینو می خوام اونو می خوام سیر نمی شیم راضی نیستیم قافل از این که داریم لحظه حال رو از دست می دیم شاید این تخصیر ما نیست قسمتی از وجودمون دوست داره چشمانمون بسته بمونه اجازه نمی ده نور به اتاق درونمون بتابه نمی خواد که ما روشت کنیم نمی خواد که ما ببینیم چون می دونه زمانی که شروع کردیم به دیدن و در کردن تیگه برای همیشه ندیدن رو کنار خواییم گذاشت ولی ما مسئول زندگی خودمون هستیم تنها راهش اینه که از تقلا کردن دست و پازدن دست بکشیم و به درونمون توجه کنیم و اون قسمتی از خودمون که به عرضش واقعی ما آگاهه اون قسمتی که نمی خواد ما زجر بکشیم چون می دونه لیاغت ما چیزی جز شادی و عشق و مهربانی نیست قسمتی از وجودمون هر لحظه ما رو با صدای گرم و مهربونش دوشت میکنه برای این که زندگی در لحظه حال رو جشن بگیریم ولی اونقدر صداهای دنیای بیرون توجه و آگاهی ما رو گرفته که نمی شنویم قسمت دیگهی توی وجودمون هست که اجازه نمی ده که خواب باشیم همیشه ما رو تشبیخ میکنه که بیدار شیم از لحظه لحظه ی زندگیمون لذت ببرین و به سوی روشت قدم برداریم قسمتی از وجودمون در هر ثانیه از ما میخواد که اصراع روش گفتیهای درونمون رو در ذره ذره ی وجودمون جستجروب کنیم قسمتی از وجودمون از توجه کردن از آگاه شدن هیچ حراسی نداره هرچک از زمان که لازم باشه با ما همراه میشه تا زمان که آزادی و رحایی شکوفه بزنه قسمتی از وجودمون عرضش واقعی ما رو میدونه از عظمت وجودمون خبر داره میدونه که وظیفه ما تو این دنیا چیه در هر نراحتی و دردی ما رو همراهی میکنه به ما کمک میکنه تا طور دیگه ای ببینیم تا جایی که درک کنیم نیازی به دست و پازدن وجود نداره فقط کافیه که اجازه بدیم زندگی در روال عادی خودش جاری بشه قسمتی از وجودمون میدونه و آگاهه و میخواد که ما چشمامون به واقعیتهای زندگی باز بشه سعی میکنه تا جنبی دیگه ای زندگی رو که همچون هدیه ای در اختیار ما قرار دگرفتر و به ما یاد آوری بکنه حالا بیایید آرون چشمامون رو ببندیم و به بدنمون توجه بکنیم ستا نفس بگیرید و با هر بازدنی که دارید انجام میدید سعی کنید بدنتون رو رها بکنید وقتی دم میگیرید آگاه باشید از دست ها و پاها پس کنید تنه و سر رو تمام بدنتون رو رها کنید حالا با آگاهی مثل یک شاهد به بدنتون نگاه بکنید آگاه بشید به درون خودتون ببینید میتونید صدای درونتون رو بشنوید همون صدایی که میگه شما عرضشتون از اون چیزی که انتخاب کردید بیشتره در سکوت و آرامش بشینید کاملا از نفسهاتون آگاه باشید و گوش کنید ببینید میتونید صدایی رو که به آرومی و مهربانی با شما صحبت میکنه بشنوید کاملا حوشی ها رو آگاه باشید و به صدای درونتون گوش کنید اون صدایی که نمیخواد شما عذاب بگشید نمیخواد شما با مسائلی که عرضش آنچنانی نداره درگیر بشید به صدای گوش بکنید که شما رو هر لحظه دوست میکنه و انجام کاری که براتون خوب هست تا برسید به خونه واقعیتون اونجایی که همش روشناییه شما لایق بهترین هایید بر آرامش دم وارد میشه باز دم خارج میشه نفسهاتون رو مشاهده بکنید تمام آگاهی رو توی لحظه هال حفظ بکنید وقتی ذهنتون تمرکزش رو از دست داد فقط توجه رو منتقل کنید به نفسهاتون گذشته فقط یه خاطر هست آینده حدس و گمانی بیش نیست رهو کنید افکار رو شما گذشتهی داشتید ولی نه الان شما آیندهی دارید ولی نه الان ما همیشه به اشتباه تصور میکنیم که رهو کردن خاطراتمون رهو کردن قسمتی از خودمون هست برای همین همیشه سعی میکنیم اونا رو توی کل پشتی خودمون همه جا ببریم ولی ما مجبوریم رهو کنیم گذشتر رو و فقط به عنوان تجربه به اونا نگاه کنیم یادمون نره همه اتفاقاتی که برامون توی زندگی میفته برای اینه که کمک بکنن تا ما رشت کنیم چند ثانیه تنها تو میذارم تا از آرامش و رحایی که توی لحظه یه حال هست لذت ببرید آروم آگاهی رو به اتاقی که توش نشستید منتقل کنید کش و خوستی به بدنتون بدید چشمها رو به آرومی باز کنید پراموش نکنید هر چقدر توجه و آگاهیتون رو از زمان گذشته و آینده قطب کنید و سعی کنید در لحظه یه حال زندگی کنید شادی توی زندگیتون بیشتر جاری خواهد شد آرزو میکنم همیشه دلتون پر شادی باشه به امید دیدار